به احترام ِ تمام دوست داشتنی هایی که هیچوقت به ما تعلق نداشتند.

آلبرکامو در افسانۀ سیزیف نوشت:«هیچ عشقی اصیل نیست،مگر آن عشقی که استثنایی و کوتاه مدت باشد.»
وقتی اولین بار این جمله را خواندم گنجشکک ِ دردانۀ تو بودم، بالهایم را جمع کرده بودم و چمباتمه زده بودم وسط قلبت. وقتی برای اولین بار تمام ِ یک قلب ِ عزیز را به تصرف درآورده بودم، با دیدن ِ کلمۀ «کوتاه مدت» لجم گرفت. این نویسنده های دوزاری اصلا کی باشند که بخواهند برای ِمالکیت ِ ارزشمند ِ من مدت تعیین کنند؟ همان لحظه مداد را برداشتم و کلمۀ مشمئزکنندۀ «کوتاه مدت» را آنقدر سیاه کردم که مدادم یکهو وسط صفحۀ بعدی فرود آمد..
اما حالا که یک سال گذشته، حالا که شانه هایم از به دوش کشیدن ِ بار یک عشق ِ غیر اصیل درد می کنند، حالا که جای خالی یک کلمۀ مشمئزکننده کتاب ِ عزیزم را از ریخت و قیافه انداخته است،حالا که میبینم بالهایم را جایی جمع کرده ام که مدتهاست دیگر خانۀ من نیست ، حالا .. آه. حالا دیگر چه دارم که بگویم؟

+ وبلاگ عزیزم. دوستت دارم اما انگار تو هم خانۀ من نیستی. هیچوقت نبوده ای. مثل تمام ِ چیزها و آدمهایی که با تمام ِ قلبم دوستشان داشتم اما تمام ِ سهمم از داشتنشان، هیچ بود..
nad
اصن هرچی هم که موندنی نباشه ، دوستی ما میمونه مگه نه؟ یادت باشه هرجا باشی و ناراحت یا خوشحال باشی من هواتو دارم یگانه ی یکی یدونه ی من :* 
قربونت برم نادیای قشنگم‌ :) تو از اون دوست داشتنی هایی هستی که بمن تعلق داری💜 اگه خواستم جایی دوباره بنویسم میام و توی وبلاگت بهت آدرس میدم. وبلاگتو حذف نکن و همیشه نگهش دار.
تو همیشه هوامو داشتی :') حتی وقتی بقیه قلبمو شکستند.
nad
لازمه بگم چقد نوشتنتو دوست دارم با اینکه  متن ناراحتم میکنه ولی تو حتی یه متن خداحافظی رو هم قشنگ مینویسی :| 
عزیزم :') زیبایی در چشمان توست نه در نوشته ای که میخوانی :)) 💜
فا طمه
تازه پیدات کرده بودم که -__-
ای وای :)) جدی؟ چقدر خوشحال شدم
هستم بابا. میام میخونم وبلاگتو ^__^ واسه موندنمم نیاز به یکم زمان دارم. و بیشتر فکر کردن.
مرسی ازت :)
آرام
به نظرم خدافظی نکن
قشنگ می نویسی  خب...درسته همه چی تموم شدنیه ولی قسم به قلم و آنچه خواهد نگاشت...
لطفاً نرو...
نرو
آقا هیچی بیشتر از روشن شدن خواننده های خاموش منو به اشک ِ شوق نمیاره :))
بسیار سپاسگزارم از روشن شدنت
و به احترام نظرت هم به موندن فکر میکنم :)
پسر از جنس پدر
من آخر این فلسفه خداحاظی از وب رو ندونستم . آخه چرا میخوای بری ؟
البته میدونم زندگی انقدر به آدم زجر میاره که دیگه احساس میکنه که صاحب هیچ چی نیست حتی خودش .
میخوام بهت بگم که تک نیستی ما حالمون خراب میشه ، مام می بازیم ولی تصمیم ها رو نمیگرم که بعدا افسوس ش رو بخورم سعی میکنم از حاشیه های زندگیم فاصله بگیریم تا با واقعیت ها زندگیم بیشتر آشنا شیم . و در آخر :
قلم خوبی داره حیف که بیخیال نوشته هات شی .
خداحافظی که فلسفه ای نداره اصلا :) آدم یه زمانی حس میکنه به جایی که هست تعلق نداره. میذاره و میره.
البته یوقتاییم به خودش فرصت میده و برای موندن دنبال دلیل میگرده. خوشبختانه یا بدبختانه، من هم از این دسته ام :) تو زندگیم هیچوقت کسی یا جایی رو ناگهانی ترک نکردم.
بهرحال سپاس از نظرتون. بسیار خوشحال شدم.
آرام
آفرین
بمون

همین که راجع به موندن فکر میکنی وهمین امید خودش خیلی خوبه
مرسی که مهربونی :*
مــاهان (ف.چ)
آدم از وبلاگ نمیره .


چ جملۀ کوتاه و صریحی.
آره. از یه وبلاگ به وبلاگ دیگه منتقل میشه فقط.
Nad
چطورى :)) 
اصلا از خودم بدم اومده از بس هی در جواب ِ احوالپرسیت باید بگم خوب نیستم :))
تو چطوری؟
nad
اصلا احساسه بدی نداشته باش اخه منم باید در جوابه احوالپرسیت بگم خوب نیستم :))
فعلا چیزی نمیتونم بگم ولی بزودی چت خواهیم کرد. دلم برات تنگ شده :(
فا طمه
اخر رفتی پس...
اگر خواستی ادرس خونه قدیمیتو بده اگر نخواستی که هیچ. روزگارت خوب :)
حتما میدم عزیزم :*
ایمان
سلام
منم از قول نادر ابراهیمی میگم:عشق به اعتبار مقدار دوامش عشق است، نه شدت ظهورش.
وقتی انگیزه عشق باشد، و هدف دوام بخشیدن، محصول همیشه عمیق و زیبا است ...

میدونی، اینها تعاریفند، اون چیزی که قلب ما بهش نزدیکتره حقیقته. من شخصا به اینجا که رسیدم اصالت رو در دوام و رشد هر چیزی میبینم، هرچیزی غیر از این دلبستنی نیست. از بار و قالب کلمه ها بیرون بیا، غیر اصیل؟ عشقی غیر اصیل وجود نداره، مثل تاریکی. این نبود ِ نور که تاریکی رو معنادار میکنه.

میبینی؟ وقتی به دلت نشینه به دوامش فکر نمیکنی، مثل همین وبلاگ. امیدوارم زود به دلت بشینه هر چیزی که دوامش، خوشحالت کنه.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
چیزهای زیادی ندارم که «یک قلم خوب» هم شاملش می‌شود.

+ «وبلاگ پانزده حرفی» پانزده حرف دارد. به همین سادگی!